یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم
هر بارکه به سراغش رفتم هاهای گریستم آخرین بار که بسراغش رفتم دیوانه وار خندیدم وقتی حالت استفهام را در نگاهش دیدم با طعنه گفتم: بس بود هر چه تو قاه قاه خندیدی و من های های گریستم هنوز حرفم تمام نشده بود که قطره اشکی سرگردان در گوشه چشمم لنگر انداخت با طعنه گفت بنا بود گریه نکنی پس این قطره ی اشک چیست؟... اشکم را پاک کردم نیلوفرانه گفتم این این قطره ی اشک نیست نقطه است ! این آخرین نقطه ای است که به آخرین جمله آخرین فصل کتاب ایمانم به عشق مردان گذاشتم
من دیگر به هیچ چیز مردان ایمان ندارم جز به یکپارچگی شان در نامردی نرسيديم به هم بازی يک تقديريم عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم بعد از آن حادثه هايی که جدامان کردند آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم
اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم فکر کرديم بهاريم که بی تغييريم
باز هم نام ترا در دل خود حک کردم و محال است از اين ايده خود برخيزم ZahrA-LovelY که تا شمال ترین شمال و در جنوب ترین جنوب - آه ! با که بتوان گفت که بود بامن و - پیوسته نیز بی من بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی که .... -و دگر کافیست ZahrA-LOvelY
ZahrA-LOvelY در شبي سياه رفتي و باور نكردي اين به خاك افتادنم را ZahrA-LovelY همچو برگ پاییزی پس از تو محو بادم خداحافظ ولی ..... هرگز نخواهی رفت از یادم واین یعنی در این اندوه میمیرم..... دراین تاریکی مطلق که می بندد به زنجیرم چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم... چگونه میروی با اینکه می دانی چه تنهایم بیا و چشم هایم را ز دوش جاده ها بر دار .... و بیش از این مرا در انتظار جاده ها مگذار ZahrA-LovelY با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیره اخرین ذرات موندن توی رگهام نمیمیره ZahrA-LOvelY
با خيال اينكه با گذشت زمان عشقت فراموش مي شود ثانيه ها را در حسرت گذراندم اما بعد از سالها هنوز داغي كهنه اشكم را در مي آورد ZahrA-LovelY وقتی که می رفتیم با پای پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستی ساده هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده اون بارون چشمام تمومی نداره اخه دلم برای تو یه بیقراره گفتی نمی خوامت عاشقت نمی شم گریه هاتم دیگه برام فایده نداره دید که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمیکردم اینجوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم اما من واسه تو میمردم دوستم نداشتی غصه میخوردم اخرش دل تو رو بردم گفتی منو میخوای چیکار تنها برو هر جا میخوای .واسه تو میمردم غصتو میخوردم یواشکی عکستو با خودم میبردم تا صبح میشستم کنار عکست بیدار میموندم غصتو میخوردم دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمیکردم این جوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم. من از اين فاصله ي فاصله ها دلگيرم ZahrA-LovelY بگذار که در حسرت دیدار بمیرم ... ZahrA-LovelY عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني ZahrA-LovelY
Ony FOR YOU وقتی که دیگر نبود ، ZahrA-LovelY من می روم تا .... غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم.... تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم .... رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شده.... من در اين ويرانه ها احساس غربت مي كنم... چشمهايم خيس از باران اشك و انتظار.... من به اين دوري خدايا كي عادت مي كنم ؟ مي روم قلب تو را پيدا كنم.... برق چشمان تو را معنا كنم.... مي روم شايد كه در دشتي بزرگ معني عشق تو را پيدا كنم... مي روم تا با نگاه گرم تو اين دل ديوانه را شيدا كنم... ZahrA-LovelY خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحلفظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام... خداحافظ کمی غمگین به یاد او همه تردید به یاد اسمونی که منو از چشم تو میدید... اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست نه اینکه میشه باور کرد دوباره اخر جاده ست... خدا حافظ واسه اینکه نبندی به رویاها بدونی با توو بی تو همینه رسم این دنیا … ZahrA-LovelY زین پس عشق تو را چگونه ارزو کنم ؟ این روزهای غم به که بایست رو کنم ؟ امشب دلم هوای تو را دارد ... بگذار خاطرات تو را زیرو رو کنم کاش میشد از پس این دیوار بلند چشمهای همیشه ساحلیت گفت گو کنم من زنده ام هنوز که روزی ز قلب خویش با اشک داغ عشق تو را شست شو کنم در این سکوت سرد پر از ترس و انزوا میخواهم از داغ نبودنت های و هوی کنم اری روزی تمام میشود شعرهای من برو بگذار من به درد تو خو کنم ZahrA-LovelY 
![]()

![]()

دلم برای کسی تنگ است
همیشه در همه جا
و کار من زفراقش فغان و شیون بود.
![]()

زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني تو بود.
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود
نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود.
زيباترين هديه عمرم محبت تو بود.
زيباترين تنهاييم گريه براي تو بود.
زيباترين اعترافم عشق تو بود .
![]()

در سكوتي سرد و غمگين اين چنين جان دادنم را
لحظه هاي با تو بودن لحظه پرواز من شد
هق هق شب گريه هايم آخرين آواز من شد
با تو بودن ، از تو گفتن ، لحظه ميلاد من بود
بغض تلخ ناله هايم آخرين فرياد من شد
اي كه شور بودنم را بوده اي تنها بهانه
بعد تو من بودم و من، در سكوت سرد خانه
بعد تو در قاب كهنه، عكس تو غمخوار من شد
بعد تو من بودم و من، در سكوت سرد خانه
بعد تو من بودم و اين گريه شبانه، در شبي سياه![]()


![]()

![]()

![]()
![]()

بي تو اينجا چه غريبانه شبي مي ميرم
دل من با همه ي آدمکاني که به دنبال تو اند
قهر مي گردد و من با خود خود زنجيرم
دير ساليست که مي خواهم از اينجا بروم
ولي انگار که با قلب زمين درگيرم
مثل اين است که من با همه ي هق هق خود
روي سجاده ي احساس تو جان مي گيرم
ساعت گريه و غم هيچ نمي خوابد و من
در الفباي زمان خسته ي اين تقديرم...![]()

در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم ...
در وحشت و اندو ه شب تار بمیرم ...
در بستر اشک افتم ناچار بمیرم ...
تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم ...
بگذار بدان گونه وفادار بمیرم ...
بگذار بدان گونه وفادار بمیرم![]()
![]()

من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت ،
من در انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،
من او را دوست داشتم.
وقتی که او تمام کرد ،
من شروع کردم .
وقتی او تمام شد ،
من آغاز شدم .
و چه سخت است تنها متولد شدن ،
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن …![]()

![]()

![]()







![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








