|
که تا شمال ترین شمال و در جنوب ترین جنوب - آه ! با که بتوان گفت که بود بامن و - پیوسته نیز بی من بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی که .... -و دگر کافیست ZahrA-LOvelY
زندگی در گروی خاطره هاست خاطره در گروی فاصله هاست فاصله تلخ ترین خاطره هاست در خیمه ی شب بازی روزگار با همه تلخي وشيريني خود مي گذرد زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست ZahrA-LovelY
ZahrA-LOvelY
در شبي سياه رفتي و باور نكردي اين به خاك افتادنم را ZahrA-LovelY
اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستین من به توست اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم ZahrA-LOvelY
ZahrA-LovelY
ZahrA-LovelY
ZahrA-LovelY
با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیره اخرین ذرات موندن توی رگهام نمیمیره ZahrA-LOvelY
اگه از تو می نوشتم هر شـبی هزار تـرانـه
ZahrA-LOvelY
وقتی که می رفتیم با پای پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستی ساده هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده اون بارون چشمام تمومی نداره اخه دلم برای تو یه بیقراره گفتی نمی خوامت عاشقت نمی شم گریه هاتم دیگه برام فایده نداره دید که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمیکردم اینجوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم اما من واسه تو میمردم دوستم نداشتی غصه میخوردم اخرش دل تو رو بردم گفتی منو میخوای چیکار تنها برو هر جا میخوای .واسه تو میمردم غصتو میخوردم یواشکی عکستو با خودم میبردم تا صبح میشستم کنار عکست بیدار میموندم غصتو میخوردم دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمیکردم این جوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم.
من از اين فاصله ي فاصله ها دلگيرم ZahrA-LovelY
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم ... ZahrA-LovelY
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني ZahrA-LovelY
زبانم قاصر تر از انی است که بتوانم حرفهایی که در قلبم نهفته است را بیان کنم دست بر دامان واژه ها میبرم ولی همه ان ها در برابر عظمت تو قامت خم میکنند ولی ای کاش میدانستی ... من این وبلاگ را و قلب کوچکم را و تمام هستی ام را تقدیم به کسی میکنم که تک تک نفسهایم تک تک تپش های قلبم فقط به نام توست اری ... Ony FOR YOU وقتی که دیگر نبود ، ZahrA-LovelY
من می روم تا .... غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم.... تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم .... رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شده.... من در اين ويرانه ها احساس غربت مي كنم... چشمهايم خيس از باران اشك و انتظار.... من به اين دوري خدايا كي عادت مي كنم ؟ مي روم قلب تو را پيدا كنم.... برق چشمان تو را معنا كنم.... مي روم شايد كه در دشتي بزرگ معني عشق تو را پيدا كنم... مي روم تا با نگاه گرم تو اين دل ديوانه را شيدا كنم... ZahrA-LovelY
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحلفظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام... خداحافظ کمی غمگین به یاد او همه تردید به یاد اسمونی که منو از چشم تو میدید... اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست نه اینکه میشه باور کرد دوباره اخر جاده ست... خدا حافظ واسه اینکه نبندی به رویاها بدونی با توو بی تو همینه رسم این دنیا … ZahrA-LovelY
|